قهرمان من: شهید سید علی سعادت میرقدیم

قهرمان من: شهید سید علی سعادت میرقدیم

دسته ها : قهرمان من | تاریخ انتشار: ۱۴ فروردین ۱۳۹۵ | بازدید : 561 | کد خبر: 27001

علی سعادت

برچسب ها:

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی در ساعت ۱۰:۱۰ ب.ظ - گفته است:
تاریخ: بهمن ۱۳۹۷

** چگونگی شهادت(شهید سیدعلی سعادت میرقدیم لاهیجی)

ما مردمانی آزموده به جنگ و شهادتیم

ما را به تهدید و جنگ آزمودن خطاست

*شعر از سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

بعداز عملیات محمد رسول الله (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) در منطقه عمومی نوسود_پاوه ، به جهت اینکه تسلیحات وتجهیزات دشمن بعثی زیاد بود وگلوله های توپ وتانگ و… مثل باران می بارید وادامه عملیات برای رزمندگان ما در آن منطقه ، دشوارشده بود، دستور عقب نشینی ازطرف فرمانده عملیات یعنی شهید ربیعی داده شد وبه هنگام عقب نشینی نیروهای رزمنده از منطقه عملیاتی ، بعضی از مجروحین روی زمین افتاده بودند و فریاد وناله می کردند. شهید سید علی سعادت که یک رزمنده توانمند وشجاعی بود وبه صورت امدادی در این عملیات کار می کرد علیرغم اینکه گلوله ها همچون باران می بارید ودیگران هم اورا از امداد گری در این موقعیت نهی می کردند ولی بااین حال طاقت نیاورد که صدا وشیون وناله مجروحین به زمین افتاده را ببیند وبشنود وکمکی نکند لذا با شهامت وشجاعت قابل تحسین موفق شد که چندین نفر از مجروحین را نجات دهد . یکی از دوستان و هم رزمانش به نام آقای رمضان محرابی که از راه دور نظاره گر کارش بود می گفت: تیر وگلوله وخمپاره از هرطرف می بارید وکسی نمی توانست برای نجات مجروحین کاری انجام دهد ولی این شهید عزیز بااین وجود رفت که مجروحین را نجات دهد ووقتی که او(شهید سید علی) یکی از مجروحین را روی دوش خود گرفت وکمی حرکت کرد ، خمپاره ای در نزدیکی هایش اصابت کرد ویکی از ترکش های خمپاره به پهلوی راستش برخورد می کند وبه زمین می افتد ولی باز دوباره بلند می شود وبا اراده مستحکم مجروح را به دوش می گیرد وهمینکه کمی حرکت می کند یکی دیگر از تکه های خمپاره به ناحیه گردن وگلوی ایشان اصابت می کند وبه روی زمین می افتد . هم رزمش می گوید که ما از راه دور می دیدیم که این شهید عزیز مثل مرغی که سرش را بریده باشند دست وپا می زد تا اینکه جان به جان آفرین تسلیم کرد ودر حالی شهید شد که دست راستش روی سینه اش قرار داشت ولب ها وچشم هاش باز بود. بعداز شهادتش اورا به بیمارستان قدس پاوه منتقل کردند و دکتر محمدی که پزشک عمومی بود با حضور یکی از دوستان وهم رزمان شهید سید علی به نام آقای رمضان محرابی ، گواهی شهادتش را صادر نمود.

روایت کننده : استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی از اساتید سطح عالی حوزه علمیه قم و برادر شهید سیدعلی سعادت میرقدیم لاهیجی

روایت کننده : استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی از اساتید سطح عالی حوزه علمیه قم و برادر شهید سیدعلی سعادت میرقدیم لاهیجی

چگونگی شهادت سید علی سعادت میرقدیم لاهیجی + (http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/4728/ )

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی در ساعت ۱۰:۲۴ ق.ظ - گفته است:
تاریخ: بهمن ۱۳۹۷

** دو وصیتنامه از شهید سید علی سعادت میر قدیم لاهیجانی

بِسمِ رَبِّ الشُّهداءِ وَالصّدِّیقین

اینجانب فرزند شما سیدعلی سعادت تقاضا دارم که وقتی خبر شهادت من را شنیدید بسیار شادمان باشید وهرگز برایم گریه وزاری نکنید چون شهید لازم به گریه ندارد. شما پدر ومادر وخواهر وبرادر ودوستان وآشنایانِ من از شما می خواهم راه من را ادامه دهید وهمیشه علیه دشمنان اسلام قیام کنید چه با مشت وچه با سلاح وچه با چماق وهرگز با دشمن اسلام سازش نکنید وهرگز به این منافقان اعتماد نکنید وآنها را نابود کنید.

پدر ومادرعزیزم اگر من شهید شدم در روز عزای من با رویی شاد وشادمان باشید چون شهید همیشه زنده وجاوید است وانشاءالله که شهادت من باعث به حرکت درآمدن شما وباایمانشدن مردم محل ما باشد.

پدر ومادر وخواهر وبرادر وداماد وعروس وعمه وخاله من از شما امید آن دارم که هرگز برایم گریه نکنید وبجای گریه راه من را ادامه داده واز دوستان بخواهید که اشکالاتی که داشتم مرا ببخشند وراه من را ادامه دهند. من از برادرم سیدحسن ** می خواهم که تو می توانی راه من را ادامه دهی واین را نیز می دانم که می توانی. از او می خواهم مرا فراموش نکند . حتما.

انشاءالله آن چیزهایی که در نامه نوشته بودم اجرا می کنید ودوباره به مادرم می گویم : تومادرِ زینبی هستی وخدا از تو راضی است وتو ای پدرم تو هم مثل پدران شهیدان کربلا وشهیدان جنگ ایران هستید.

به مادرم بگویید که شیرش را برمن حلال کند ودر آخر همه شما را به خدا می سپارم.

والسلام

سیدعلی سعادت میرقدیم

***********************************************************************************

**وصیتنامه دیگر از شهید سیدعلی سعادت میرقدیم

بسمه رب الشهداء و الصدیقین

این بنده قبل از انقلاب و دوران طاغوت بچه ای بودم که اسلام واقعی را نمی شناختم و فکر می کردم که اسلام یک دینی است که فقط تشویق به نماز خواندن و روزه گرفتن می کند ، ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری یک مرجع تقلید تشیع و یک رهبر بیدار و آگاه یعنی امام خمینی ( ره ) اسلام واقعی را شناختم و به مبارزه با ظالمان و ستمگران و منافقان روی آوردم .

در ابتدا وارد بسیج مستضعفین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی لاهیجان شدم تا بتوانم ضمن خدمت به مردم مسلمان ، مبارزه با ضد انقلاب داخلی و خارجی را پیشه خود سازم و از شما برادران مسلمان می خواهم که اسلام واقعی را بشناسید و در راه اسلام مبارزه کنید . به امام خمینی که رهبری بی نظیر است اعتماد کنید و از سخنان و رهنمودهایش سر پیچی نکنید. رهبری که طرفدار سرسخت مستضعفان و محرومان جهان است. شما پدر ومادر و بستگان من ، بعد از شهادتم برایم گریه نکنید و ناراحت نباشید و افتخار کنید که در راه اسلام عزیز کشته شده ام. شما هم برای اسلام فداکاری کنید و به هر وسیله ای که می توانید به میدان مبارزه علیه کفر بیایید و راه مرا ادامه دهید . پدر و مادر عزیز و دیگر فامیل ها و بستگان ، امید آن را دارم در روز عزایم نه تنها غمگین و ناراحت نبوده بلکه سرحال و شادمان باشید زیرا که شهید گریه و زاری ندارد و همیشه زنده و جاوید است و نزد خداوند روزی می خورد که قرآن کریم می فرماید : وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ (سوره آل عمران آیه ۱۶۹) .

انشاءالله شهادت من باعث به حرکت درآمدن شما و مردم محل مان باشد. از دوستانم بخواهید که اگر از من بدی دیدند به بزرگی خودشان ببخشند و راه مرا که مبارزه با دشمنان اسلام است ادامه دهند . از برادرم سید حسن می خواهم که مرا فراموش نکند و راه مرا ادامه دهد. انشاءالله مطالبی را که توصیه کرده ام به آن عمل کرده و به مادرم نیز سفارش می کنم که تو مادر زینبی باش ودر شهادتم صبر را سر مشق زندگی خود قرار ده تا خدا از تو راضی باشد و تو پدر بزرگوار مانند پدران شهدای کربلای امام حسین (علیه السلام) و کربلای ایران نیز صَبور باش . از مادرم می خواهم که مرا حلال کند .

در خاتمه باید عرض کنم که من دو آرزو دارم : یکی اینکه اگر مُردم ، مرگ من شهادت در راه خدا باشد و دیگر اینکه شهادتم همراه با پیروزی اسلام باشد. به خداوند قسم یاد می کنم اگر هزار جان داشتم در راه خدا و اسلام عزیز فدا می کردم . همه شما را به خداوند بزرگ و مهربان می سپارم.

والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین .

کوچک شما سید علی سعادت

**تذکر: مرحوم حجت الأسلام سید حسن سعادت میرقدیم دو، سه سال قبل از شهادت شهید سید علی سعادت ، طلبه شده بود ودر مدرسه علمیه لاهیجان وبعد از آن در حوزه علمیه کاشان مشغول تحصیل علوم دینیه بوده.

(** وبلاگ شهید سیدعلی سعادت میرقدیم لاهیجی : http://payamshahid.parsiblog.com/category/%D8%AF%D9%88+%D9%88%D8%B5%D9%8A%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87+%D8%A7%D8%B )

* سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی در ساعت ۱۰:۲۶ ق.ظ - گفته است:
تاریخ: بهمن ۱۳۹۷

ارسال نظر

نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن و پیام شما:

آخرین اخبار

آغاز ترمیم مزار شهدای رشت توسط سپاه قدس گیلان ضرورت تدقیق نسل‌های جوان در شخصیت امام راحل سرهنگ بایرامی، رئیس سازمان ادبیات و تاریخ دفاع مقدس شد جانباز «حسین برومند» به کاروان شهدا پیوست جانباز «هرمز حق جو» به کاروان شهدا پیوست پدر شهید «بهمن امینی» آسمانی شد پدر شهید «محمدعلی خداپرست» آسمانی شد مادر شهید «اسماعیلی صدرمحله» آسمانی شد جانباز «مرتضی بردبار» به کاروان شهدا پیوست پدر شهید «بهمن امینی» آسمانی شد فرمانده سپاه قدس گیلان: بهره‌گیری از ظرفیت جوانان فتح خرمشهرهای دیگری را رقم می‌زند جانباز آزاده «محمدامین غفارپور» به کاروان شهدا پیوست لزوم مستندسازی ایثارگری زنان رزمنده مادر شهید «جاوید زاهدی» آسمانی شد مادر شهید «امیری نودهی» آسمانی شد بیانیه سپاه قدس گیلان به مناسبت روز جهانی قدس یک ستاره از کهکشان هشت هزار شهید استان گیلان؛شهید محبوب محب الهی یک ستاره از کهکشان هشت هزار شهید استان گیلان؛ شهید اسماعیل‌ نوروزی مراسم گرامیداشت «شهدای ناوچه کنارک» در رشت برگزار شد یک ستاره از کهکشان هشت هزار شهید استان گیلان؛ شهید نورالله میرزایی پور
8000Shahid.IR